محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى

پيشگفتار 28

دستور شهرياران ( فارسى )

مريم از دربار تجاوز كرد و به ويژه در شهر اصفهان ميان مردم بسيار رواج يافت . اين شاهزاده خانم احساسات دينى ديرينهء خود را حفظ كرده و تصويرهاى حضرت مريم را با احترامات زيادى نگهدارى مىكند . » 34 بدين ترتيب بنابر گفته‌هاى كروسينسكى مىتوان گمان نمود كه مريم بيگم تمايلاتى عيسوىگونه داشته و نقش او در لغو حكم تحريم شراب و همدستى با خواجه‌سرايان به عنوان جناح مخالف اهل عمايم ، تا حدودى گواه صادق اين مدعاست . به هر صورت سلطان حسين ميرزا با وساطت مريم بيگم و موافقت خواجه‌سرايان ، به عنوان نهمين شاه صفوى انتخاب شد و در ساعت سعد و مباركى كه توسط ميرزا محمد رضا منجم‌باشى تعيين گرديد ، مراسم جلوسش به عمل آمد . يكى از سياحانى كه اين زمان در ايران بسر مىبرده پيرامون جشن و سرور تاجگذارى شاه سلطان حسين مىنويسد : « چراغانى كوچه و بازار به تهديد صورت گرفته و چراغها و شمعهايى كه بازار را روشن كرده نه‌تنها جلوه‌اى به بازار نبخشيده ، بلكه وضع نامطلوبى نيز در آن ايجاد نموده است . از آتش‌بازى و شادمانى حسابى نيز خبرى نيست و اين امر نشان مىدهد كه مردم ، شاه صفوى را دوست ندارند ، فقط از او مىترسند . چنان كه روز درگذشت شاه سليمان جمع كثيرى عروسى و بزم شادمانى برپا داشتند . » 35 بدين‌گونه شاه سلطان حسين كه تا قبل از فوت پدر ، اكثر ايام را در حرمسراى شاهى گذرانده بود ، بر اريكهء سلطنت قلمرويى تكيه زد كه « از آب آمويه و قندهار تا سليمانيهء كردستان و از حد داغستان و گرجستان تا كنار درياى عمان و جزيرهء بحرين گسترده بود . » 36 فى الواقع ايران زمان شاه سلطان حسين ، جز بغداد و قسمت‌هاى شرقى بين النهرين و آناطولى كه شاه صفى آنها را از دست داد ، همان مساحتى را دربرداشت كه در زمان مرگ شاه عباس اول دارا بود . اين اراضى از دست‌رفته از لحاظ خصيصهء نژادى جزو ايران نبود و اگر هم حفظ و نگهدارى آنها امكان‌پذير مىشد ، تازه سرچشمهء خطرى بالقوه از داخل و خارج به شمار مىرفت . 37 اخلاق و خصائص شاه سلطان حسين : مورخين و سياحان اواخر عصر صفوى ، خصايص رفتارى و ويژگيهاى شخصيتى شاه سلطان حسين را به صور گوناگون ذكر كرده‌اند . عده‌اى همچون فندرسكى در تحفة العالم او را شاهى معظم شريعت و مكرم طريقت ، عادل و منصف ، شجاع و متهور ، ورزيده در فنون سپاهىگرى و طريق جنگ ، سخاوتمند و كثير النوال و غيره خوانده‌اند . 38 و بعضى همچون سفير روس و لينسكى وى را احمقى دانسته‌اند كه در ميان عوام كمتر نظير آن را مىشد يافت تا چه رسد ميان تاجداران . 39 بدون ترديد شاه سلطان حسين مردى ضعيف النفس و ملايم بود چنان كه محمد محسن نيز در زبدة التواريخ بر اين امر تصريح